خیال اندیش
مترادفها
خیالپرداز، رویاپرداز
متضادها
واقعبین، عملگرا
لغت نامه دهخدا
خیال اندیش. [خ َ / خیا اَ ] ( نف مرکب ) اندیشنده به خیال. آنکه خیال های باطل برای آینده در سر می پروراند:
ای بسا گنج آکنان کنجکاو
کان خیال اندیش را شد ریش گاو.مولوی.یکی امروز کامران بینی
دیگری را دل از مجاهده ریش
روزکی چند باش تا بخورد
خاک مغز سر خیال اندیش.سعدی ( گلستان ).
فرهنگ عمید
= خیالباف
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه بسیار خیال کند کسی که غالبا بتخیل پردازد.
جمله سازی با خیال اندیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو نادان و خیال اندیش مردیست مرا خواهد محال اندیش مردیست
💡 گفت چون دانی دروغ و راست را ای خیال اندیش پر اندیشهها
💡 دل از عقل خیال اندیش برداشت حجاب نام و ننگ از پیش برداشت
💡 به حق آنک نداند دل خیال اندیش مثالهای خیال مرا به وقت پیام
💡 هر درویشی که در شکست خویش است تا ظن نبری که او خیال اندیش است