خیال باز

مترادف‌ها

خیال‌پرداز، رویاپرداز

متضادها

واقع‌بین، منطقی

لغت نامه دهخدا

خیال باز. [ خ َ / خیا ] ( نف مرکب ) کسی که تصور کاری را کند بدون آنکه آن کار را انجام دهد. خیال باف. ( ناظم الاطباء ). خیال ساز. آنکه فانوس خیال را بکار اندازد. ( یادداشت مؤلف ):
بازیچه لعبت خیالت
زین چشم خیال بازگشتم.سیدحسن غزنوی.در پرده دل آمد دامن کشان خیالش
جان شد خیال بازی در پرده وصالش.خاقانی.به تبسم نهانی که زده بگریه من
مژه خیال بازم چه گهر که سفته امشب.بابافغانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کسی که تصور کاری را کند بدون آنکه آن کار را انجام دهد خیال باف.

جمله سازی با خیال باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ملک باقی کمال ساز بُوَد ملک دنیا خیال باز بود

💡 تا کند صید سحرسازی تو جاودان را خیال بازی تو

💡 بر مرکب عشق برنشستیم از عقل و خیال باز رستیم

💡 رستم ز چنگ هجر که هر چند چاره کرد بیش از خیال باز ندانست مرمرا

💡 کاشکی زین خیال باز رهم لیک آن هم عنان بدستم نیست

💡 خونین تتق از پی خیالت بر چشم خیال باز بستیم

💡 نویسندگان بزرگ ادبیات همیشه با داشتن یک ذهن خیال باز، قادر به خلق جهان‌های جدید و داستان‌هایی هستند که مخاطبان را مجذوب می‌کند.

💡 کودکان با داشتن روحیه خیال باز، بهتر می‌توانند با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار کرده و خلاقیت‌های ذهنی منحصر به فردی از خود نشان دهند.

💡 هنرمندانی که دارای نگاهی خیال باز هستند، معمولاً در فراتر رفتن از واقعیت‌های موجود و خلق آثار بدیع و خلاقانه بسیار موفق عمل می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران