خونین دل

مترادف‌ها

سوگوار، غمگین، دل‌شکسته

متضادها

شادمان، خرسند، شاد

فرهنگ عمید

دارای رنج و اندوه بسیار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای غم و غصه پراندوه خونین جگر.

جمله سازی با خونین دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هرگه که بخندند امیران ملاحت خونین دل از آن خندهٔ لعل نمکین باش

💡 ای همچو سبو برپای از بهر خرابی را سختی کش و تلخی چش، خونین دل و سنگین جان

💡 در کان عقل و مخزن عشق و بساط حسن لعلی نیافتیم که خونین دل تو نیست

💡 خود را گیرم که آشنا با تو کند؟! خونین دل من، کجا وفا با تو کند؟!

💡 چون نگردد هر سر مو مشرق آهی مرا؟ شعله جواله خونین دل مرا در مجمرست

💡 دوش با خونین دل خود گفتگوئی داشتم صوفی آسا تا سحرگه های و هوئی داشتم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران