زیر از میانه

لغت نامه دهخدا

زیر از میانه. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از زبون بودن و بد بودن باشد. ( برهان ). یعنی زبون. ( فرهنگ رشیدی ). کنایه از زبون باشد. ( انجمن آرا ). بمعنی چیز زبون کمتر از حد وسط است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). زبون و سست و ناتوان و خوار و پست و درمانده. ( ناظم الاطباء ):
اسبی چنانکه دانی زیر از میانه زیر
از کاهلی که بود نه سکسک نه راهوار.انوری ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ).آنکو نخواست قدر ترا برتر از فلک
کارش چو کار خادم زیر از میانه باد.کمال اسماعیل ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ).رجوع به زیرمیانه شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از زبون بودن و بد بودن باشد یعنی زبون.

جمله سازی با زیر از میانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وان کو نخواست قدر ترا برتر از فلک کارش چو کار خادم زیر از میانه باد

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز