خودرسته
لغت نامه دهخدا
خودرسته. [ خوَدْ / خُدْ رُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) گیاهی که بخودی بخود روئیده باشد بدون کاشتن. ( ناظم الاطباء ). خودرو. || وحشی. ( ناظم الاطباء ). بدون مربی بارآمده. خودرو.
فرهنگ عمید
= خودرو xodru
فرهنگ فارسی
گیاهی که بخودی خود روئیده باشد بدون کاشتن خود رو.
جمله سازی با خودرسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پا به صحرا نه که بی خواری ننگ باغبان سبزه خودرسته و گلهای خودرو خوشتر است