لغت نامه دهخدا
خنشان. [ خ ُ ] ( ص ) مبارک. میمون. خجسته. خنستان. فرخنده. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ):
بر تو بادا مبارک و خنشان
عید نوروز و گوسفندکشان.رودکی.رجوع به خنشا شود.
خنشان. [ خ ُ ] ( ص ) مبارک. میمون. خجسته. خنستان. فرخنده. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ):
بر تو بادا مبارک و خنشان
عید نوروز و گوسفندکشان.رودکی.رجوع به خنشا شود.
فرخنده، خجسته، مبارک: باد بر تو مبارک و خنشان / جشن نوروز و گوسپندکشان (رودکی: ۵۴۶ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باد بر تو مبارک و خنشان جشن نوروز و گوسپند کشان