خشک پی

لغت نامه دهخدا

خشک پی. [ خ ُ پ َ / پ ِ] ( ص مرکب ) مردم نامبارک شوم قدم. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). بدقدم. ( یادداشت بخط مؤلف ):
از خشک پیانت نشمارند در این راه
در آب نشان بر کف پا آبله ای چند.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

بدقدم، شوم.

فرهنگ فارسی

مردم نامبارک و شوم قدم

جمله سازی با خشک پی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان بسته به مدح محمد آرد نطق که نخل خشک پی مریم آورد خرما

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
تیمارستان یعنی چه؟
تیمارستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز