لغت نامه دهخدا
خانه مانده. [ن َ / ن ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دختری که از وقت ازدواجش گذشته و هنوز شوهر نکرده است، دختر بشوی نرفته.
خانه مانده. [ن َ / ن ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دختری که از وقت ازدواجش گذشته و هنوز شوهر نکرده است، دختر بشوی نرفته.
دختری که از وقت ازدواجش گذشته و هنوز شوهر نکرده است.
💡 در سنگ لاله، در جگر خاک گل نماند ای خانمان خراب چه در خانه مانده ای؟
💡 من کرده خویشتن سره از فضل و آن گهی در کنج خانه مانده چو بر خایه ماکیان
💡 به کنج خانه مانده روز تا شب «فارسله غدا نرتع و نلعب »