لغت نامه دهخدا
خانه جنگ. [ ن َ / ن ِ ج َ] ( ص مرکب ) کسی که برای هر چیز جزئی و بیقدری با مردم پرخاش کند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ):
میکندفتنه ها عیان آن شوخ
خانه جنگ است چون کمان آن شوخ.آرزو ( از آنندراج ).|| ستیزه جو. ( ناظم الاطباء ).
خانه جنگ. [ ن َ / ن ِ ج َ] ( ص مرکب ) کسی که برای هر چیز جزئی و بیقدری با مردم پرخاش کند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ):
میکندفتنه ها عیان آن شوخ
خانه جنگ است چون کمان آن شوخ.آرزو ( از آنندراج ).|| ستیزه جو. ( ناظم الاطباء ).
کسیکه برای هر چیز جزئی و بیقدری با مردم پرخاش کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس که بپاکرده در آن خانه جنگ خانه بر اوگشته چو زندان تنگ