خالی دماغ
مترادفها
سادهلوح، نادان، بیخیال
متضادها
باهوش، زیرک، زرنگ، دانا
لغت نامه دهخدا
خالی دماغ. [ دِ ] ( ص مرکب ) بی مغز. نابخرد. ( اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
بی مغز نابخرد
جمله سازی با خالی دماغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسان شیشه خالی دماغ ما خشک است کلیم رخت ببازار میفروشان کش
💡 بود خون جگر می بیلب ساقی همان بهتر که ماند خشک همچون شیشه خالی دماغ من