ثانی اثنین. [ اِ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) دوم دو. || یکی از دو. || دومی. || مجازاً، همتا. تالی تلو. نسخه ثانی. عدیل. قرین. نائب مناب. قائم مقام. دیگرم. لنگه. دگر. دیگر. || کنایه از مثل و مانند ونظیر. چرا که عدد دوم از مجموع دو عدد و بالضروره در ذات و اکثر صفات مثل عدد اول خواهد بود. ( غیاث ).
۱. دوم از دو.
۲. یکی از دو.
۳. (صفت ) [مجاز] مثل، مانند، نظیر.
۱ - دوم دوتا دوم دو ۲ - یکمی از دو. ۳- نظیر مانند عدیل قرین تالی تلو دیگرم: (( گرد قصرش کتابه سیمین ثانی اثنین کهکشان باشد. ) ) ( وحشی ) ۴ - ابوبکر صدیق: شریعت را نخستین قره العین رفیق مصطفی و ثانی اثنین. ( اسرار نامه عطار ) توضیح ماخوذ از آیه ۴٠ سوره ( توبه ): (( الاتنصروه فقد نصره الله اذا اخرجه - الذین کفروا ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لاتحزن ان الله معنا فانزل الله سکینه علیه و ایده بجنود لم تروها. ) )
دوم دو یکی از دو دومی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت از بهر قوت از غفار ثانی اثنین اذهما فی الغار
💡 خوشا قدر این خانه کز احترام بود ثانی اثنین بیتالحرام
💡 در سرای سرور مونس و یار ثانی اثنین اذهما فیالغار
💡 توئی یکه تمثال عقل نخستین توئی ثانی اثنین سبع المثانی
💡 چون تو کردی ثانی اثنینش قبول ثانی اثنین او بود بعد رسول
💡 خواجهٔ اول که اول یار اوست ثانی اثنین اذهما فی الغار اوست