حاتمطائی، شاعر نامدار عصر جاهلیت عرب، نماد بیهمتای بخشندگی و سخاوت است. او حاتمبنعبداللهبنسعد از قبیلهی طیء و از نژاد یعرببنقحطان یمنی بود. دربارهی دوران کودکی او روایتهای گوناگونی وجود دارد؛ برخی معتقدند پدرش به دلیل بخششهای بیحدود حاتم، او را ترک گفت و برخی دیگر مرگ پدر را در کودکی نقل کردهاند. در این صورت، پدربزرگش سعد سرپرستی او را برعهد گرفت، اما حتی او نیز از کَرَمِ بیاندازهی نوه به خشم آمد و حاتم ناگزیر از جد خود نیز جدا شد. مادر حاتم، بانویی به نام عَتَبه (با نامهای دیگر چون غَنِیه و عَنْبَه) از زنان بخشندهی قبیلهی طی بود و بسیاری از راویان از جمله میدانی و رشیدالدین وطواط بر این باورند که حاتم روحیهی بخشندگی را از مادرش به ارث برده است.
تاریخ دقیق تولد حاتم مشخص نیست، ولی او در نیمهی دوم سدهی ششم میلادی میزیست. کنیههای او به دلیل فرزندانش، ابوسفانه و ابوعدی بود و برخی منابع کنیههایی مانند ابوجَعد یا ابوجَعفر را نیز برای او ثبت کردهاند. شهرت اصلی حاتم در گرو سخاوت بیمنتهای اوست، چنانکه ضربالمثل «أجود مِن حاتم» (بخشندهتر از حاتم) در فرهنگ عربی جاویدان شده است. هرچند در همان دوره، نامهایی مانند کَعْببنمامه و هَرِمبنسنان نیز به عنوان افراد بخشنده شهرت داشتند و حتی جاحظ، کعب را گاه سخاوتمندتر از حاتم دانسته، اما هیچیک به پای شهرت و گستردگی حکایتهای بخشش حاتم نرسیدهاند. ابنعبدربه نیز تأکید کرده است که تنها بخشش حاتم است که به مثل تبدیل شده و گاه او را با عنوان «جُوادُالعَرَب» (بخشندهی عرب) میخوانند.
حکایتهای فراوان از کَرَم حاتم و نیز اشعاری که از او به جای مانده، چهرهای افسانهگونه از او در ادبیات و فرهنگ عربی و اسلامی پدید آورده است. او نه تنها در عصر جاهلی، بلکه در دوران اسلامی نیز به عنوان نماد ایثار و بزرگمنشی مورد احترام بود و داستانهای او در منابع ادبی و اخلاقی، از جمله در متون فارسی، بازتاب گستردهای یافته است. این میراث، حاتمطائی را به چهرهای فراتر از یک شاعر بدل کرده است؛ او تجسم آرمانِ بخشندگی بیچشمداشت است که در حافظهی جمعی ملتها جاودان شده است.