لغت نامه دهخدا
حائض. [ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حیض. حائضة. زن خون دیده. زن ناپاک. زن بی نماز.زن حیض فتاده. عارِک. دارِس. ارهون. طامث. لک دیده.
حائض. [ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حیض. حائضة. زن خون دیده. زن ناپاک. زن بی نماز.زن حیض فتاده. عارِک. دارِس. ارهون. طامث. لک دیده.
زنی که در حالت حیض، عادت، و بی نمازی است.
( اسم صفت ) زنی که در حالت حیض است بی نماز دشتان.
زن خون دیده بی نماز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوله (ص): لا یقبل اللَّه تعالی صلاة حائض الّا بخمار.
💡 و زن حائض را روا باشد که ذکر خدا کند، و حیض ایشان را کفّارت گناهان است و ذلک فیما