فرهنگ معین
(اِ لا هَ اِ لَ لْ لا هْ ) [ ع. ] جمله ای است به معنی (نیست خدایی مگر الله ) که نخستین جملة اعتقادی اسلام است. اما در فارسی هنگام بروز واکنش های عاطفی (خشم، ناخشنودی، تعصب، ترس، استیصال و... ) بیان می شود.
(اِ لا هَ اِ لَ لْ لا هْ ) [ ع. ] جمله ای است به معنی (نیست خدایی مگر الله ) که نخستین جملة اعتقادی اسلام است. اما در فارسی هنگام بروز واکنش های عاطفی (خشم، ناخشنودی، تعصب، ترس، استیصال و... ) بیان می شود.
( جمله اسمی ) نیست خداییی مگر خدای. کلمه توحید است تو در اذان دو بار گفته شود: مگر معامله لااله الاالله درم خرید رسول اللهت کند ببها. ( خاقانی ) یا اشهدان لا اله الا الله. شهادت میدهم که نیست خدایی مگر خدای. کلمه شهادت است که در نماز گفته شود: لااله الا الله محمد رسول الله. همه این کلمه بگفتند ببرکت آن عالم خلقی از جمع بسعادت اسلام رسیدند.، کلمه شهادت است. یعنی نیست خدائی مگر خدای خدائی جز خدای تعالی نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر هرچه نظر کند خدا بیند و بس این معنی لااله الا الله است
💡 نیست در لااله الا الله در حقیقت به جز سه حرف اله
💡 چون سهل وفات کرد مریدی برسر گور وی نشسته بود. آن مرد بگذشت مرید گفت: خواجه این پیر که درین خاکست گفته است که تو سری داری بحق. آن خداوند که ترا این سر داده است که چیزی بما نمایی. آن مرد بگورستان سهل اشارت کرد که ای سهل بگوی. سهل در گور بآواز بلند بگفت: لااله الا الله وحده لا شریک له. گفت: میگویند که هرکه اهل لااله الاالله بود او را تاریکی گور نبود، راست است یا نه؟
💡 مرا چه حد ثنا لااله الا الله کجا من و تو کجا لااله الا الله
💡 لاجرم تا وادی لااله الا الله قطع نکنی به وادی محمد رسول الله نتوانی رسید، و در حقیقت هر دو وادی یکی است چنانکه آن معنی که گفتم: که مرید بوتراب حق را میدید و طاقت دیدار بایزید نداشت. پس بایزید گفت: الهی! هرچه دیدم همه من بودم. با منی مرا به تو راه نیست و از خودی خود مرا گذر نیست. مرا چه باید کرد؟