«طاسه» واژهای عربی است که در متون قدیمی به کار رفته و به معنای «ضربهای که نیزه به بدن وارد کرده است» میباشد. این کلمه بیشتر در متون جنگی و ادبی برای توصیف ضربه یا نفوذ نیزه به بدن استفاده میشود. در منابع لغوی مانند منتهی الارب، طاسه به شکل «طعنة طاسة» آمده که نشاندهنده ضربه مستقیم و کشنده نیزه در شکم یا بدن دشمن است. میتوان گفت طاسه نوعی آسیب یا زخم ناشی از نیزه است که اثر آن در بدن باقی میماند و معمولاً با مرگ یا صدمه شدید همراه است. کاربرد آن در شعر و ادبیات کلاسیک فارسی، برای توصیف صحنههای جنگ و نبرد بوده و نماد خشونت و شدت مبارزه است.«طاسه» نشاندهنده حرکت نیزه به سمت بدن حریف و اثر مستقیم آن است و با مفاهیمی مانند ضربه، نفوذ و زخمی شدن مرتبط است. این واژه در ادبیات تاریخی و حماسی، ضمن توصیف جنگ، حالت جدی و خطرناک صحنه را نیز منتقل میکند.
طاسه
لغت نامه دهخدا
( طاسة ) طاسة. [ طاس ْس َ ] ( ع ص ) طعنة طاسةٌ؛ نیزه ای که در شکم درآمده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
طعنه طاسه نیزه که در شکم در آمده
جمله سازی با طاسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کعبتین رای تو در طاسه گردون زده پس زعکس نقش آن این هفت اختر خاسته