لغت نامه دهخدا
ضوارب. [ ض َ رِ ]( ع ص، اِ ) ج ِ ضارب. ( منتهی الارب ). زننده و تپنده.
- عروق ضوارب؛ شرائین.
- عروق غیرضوارب؛ اورده. رگ.
ضوارب. [ ض َ رِ ]( ع ص، اِ ) ج ِ ضارب. ( منتهی الارب ). زننده و تپنده.
- عروق ضوارب؛ شرائین.
- عروق غیرضوارب؛ اورده. رگ.
= ضارب
جمع ضارب. عروق ضوارب شرائین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ربو از تنگی عروق و عضل وز ضوارب نه در مقام و محل