صادم
متضادها
آرامشبخش، تسکیندهنده
لغت نامه دهخدا
صادم. [ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از صَدْم.
فرهنگ فارسی
نعت فاعلی از صدم
فرهنگستان زبان و ادب
[مهندسی محیط زیست و انرژی] ← صافش دومرحله ای متناوب
جمله سازی با صادم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا سواد انتخاب معنیام بیشک شود مغز چندین نقطه در تدبیر صادم رفته است
💡 زین تهیدستی که بر سامان فقر افزودهام صفر اعداد کمالم منصب صادم دهید