صاحب مال

لغت نامه دهخدا

صاحب مال. [ ح ِ ] ( ص مرکب ) مالدار. توانگر:
آن شنیدی که در بلاد شمال
بود مردی بخیل و صاحب مال.سعدی.

فرهنگ عمید

مالدار، توانگر.

فرهنگ فارسی

مالدار توانگر

جمله سازی با صاحب مال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایاس سپس صاحب مال را بخواند و وی را گفت: اکنون به نزد امانت‌دار رو مال خود طلب کن و وی را بگوی اگر آن را ندهی از تو شکایت به ایاس قاضی برم.

💡 ز قعر جاودانی رست و صاحب مال دنیا شد هر آن درویش صاحبدل کز این در محتشم گردد

💡 تو اینجا نالی آنجا صاحب مال تو و او هر دو زین دلگیر و بدحال

💡 دقّاق گوید سخا نه آنست که صاحب مال عطا دهد، سخا آنست که تهی دست از نیستی عطا دهد توانگر را.

💡 به حرف و صوت نتوان شکر منعم را ادا کردن دهان کیسه می باید که صاحب مال بگشاید

💡 آن گه گفت وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ ایشان را در آن مال نصرتی نیست نه در دنیا نه در عقبی: در دنیا آنست که صاحب مال بوقت مرگ گوید ما أَغْنی‌ عَنِّی مالِیَهْ و در عقبی آنست که رب العالمین گفت: مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لا یُغْنِی عَنْهُمْ ما کَسَبُوا شَیْئاً.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز