صاحب الجیش

لغت نامه دهخدا

صاحب الجیش. [ ح ِ بُل ْ ج َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) سپهسالار. ( السامی فی الاسامی ). سپاه سالار. ( دستورالاخوان ): طلحه به سیستان آمد [ به امیری ] و برادرش عمر صاحب الجیش او بود. ( تاریخ سیستان ص 101 ). امیر صاحب الجیش نصر دانست که مقام ایشان [در] آن جایگاه بر طمعی باطل و اندیشه ای فاسد مشتمل است... ( ترجمه تاریخ یمینی ص 225 ). و رجوع به صاحب جیش شود.

فرهنگ عمید

فرماندۀ قشون، سپهسالار.

فرهنگ فارسی

فرمانده قشون سپهسالار: طلحه به سیستان آمد ( بامیری ) و بردارش عمر صاحب الجیش او بود.
سپهسالار

جمله سازی با صاحب الجیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم آن جاه صاحب الجیش است که گرفته ست طول و عرض جهان

💡 در باغ ثنای صاحب الجیش چون فاخته ساخته است الحان

💡 گفتم این جاه صاحب الجیش که گرفته ست طول و عرض جهان

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز