شائع
مترادفها
رایج، متداول، شایع
متضادها
نادر، کمیاب
لغت نامه دهخدا
شائع. [ ءِ ] ( ع ص ) سهم شائع؛ بهره بخش ناکرده. ( منتهی الارب ). مقابل مفروز. ( اقرب الموارد ). || آشکاراو فاش. ( اقرب الموارد ) ( غیاث ). رجوع به شایع شود.
فرهنگ فارسی
سهم شائع بهره بخش نا کرده
جمله سازی با شائع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و اسامی ملوک عصر و سادات زمان به نظم رائع و شعر شائع این جماعت باقی است.
💡 در سالهای اخیر، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در بسیاری از صنایع مختلف به یک امر شائع و غیرقابل اجتناب تبدیل شده است که تحولات بزرگی ایجاد کرده است.
💡 این باور که موفقیت تنها از طریق تلاش سخت به دست میآید، در میان بسیاری از جوامع مدرن بسیار شائع است و نقش مهمی در انگیزه افراد دارد.
💡 شایعات مربوط به تغییرات اقتصادی و سیاستهای جدید دولتی در شبکههای اجتماعی بسیار شائع شدهاند و باعث نگرانیهای گسترده در میان مردم و سرمایهگذاران شدهاند.