لغت نامه دهخدا
مغارض. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَغرِض. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مغرض شود.
مغارض. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَغرِض. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مغرض شود.
💡 بحث دارد جان که آن روضه شبیه روضه است دل مغارض می شود کان هر دو از هم کی جداست