سائل به کف

لغت نامه دهخدا

سائل به کف. [ ءِ ل ِ ب ِ ک َف ف ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در تداول فارسی زبانان به تخفیف «فاء» رائج است: گدائی که از تنگدستی کاسه گدائی هم نداشته باشد. ( آنندراج ). گدا. دریوزه گر:
ای یافته افلاک ز مهر تو شرف
خورشید و مه از تو سائلانند بکف
جز دفع اعادی تو منظورم نیست
نومید نسازیم تو یا شاه نجف !زکی ندیم ( از آنندراج ).

جمله سازی با سائل به کف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صدف به پیش سخای تو سائل به کف است به این امید که جودت کند عطا گوهر