زاد مهر
لغت نامه دهخدا
زادمهر. [ م ِ ] ( اِخ ) مغنیه مشهور و او را با محمدبن حسن بن جمهور کاتب قمی نوادری است. ( معجم الادباء یاقوت ج 6 ص 498 ).
فرهنگ فارسی
مغنیه مشهور و او را با محمد بن حسن ابن جمهور کاتب قمی نوادری است
فرهنگ اسم ها
اسم: زاد مهر (پسر) (فارسی) (تلفظ: zād mehr) (فارسی: زادمهر) (انگلیسی: zad mehr)
معنی: نام یکی از نوازندگان ایرانی، ( زاد = آزاد، مهر )، ( اَعلام ) یکی از خنیاگران، سرایندگان و نوازندگان ایرانی
جمله سازی با زاد مهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون نباشد نور چشمم، آنچه زاد از دل مرا خانه زاد مهر آل حضرت پیغمبر است
💡 در آن باغ اسرارآمیز که شکوفهها در آن میرقصیدند، گویی از دل طبیعت زاد مهر و عشق جاری گشته بود که هر بیننده را به وجد میآورد.
💡 داستان عشق آنها چنان پررنگ و زیبا بود که گویی از اصالت و پاکی مطلق، زاد مهر و عاطفهای بیکران در قلبهایشان جوانه زده بود.
💡 شاعر با توصیف مناظر طبیعت، تلاش کرد نشان دهد که چگونه از دل زیباییهای هستی، زاد مهر و صلح میان انسانها و جهان پیرامونشان پدید میآید.