لغت نامه دهخدا
برزین مهر. [ ب َ / ب ُ م ِ ] ( اِخ ) آذرمهربرزین. آذربرزین مهر. رجوع به آذربرزین مهر شود.
برزین مهر. [ ب َ / ب ُ م ِ ] ( اِخ ) آذرمهربرزین. آذربرزین مهر. رجوع به آذربرزین مهر شود.
آذرمهر برزین آذر برزین مهر.
اسم: برزین مهر (پسر) (اوستایی، فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: b.-mehr) (فارسی: بَرزين مهر) (انگلیسی: barzin-mehr)
معنی: ترکیب دو اسم برزین و مهر ( آتش و محبت )، به معنی مهر بزرگوار، ( اعلام ) ) نام یکی از سه آتشکده ی عصر ساسانی در ایران، ) نام گروهی از ناموران در ایران باستان، خورشید با شکوه، نام یکی از پهلوانان شاهنامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آذر برزین مهر سومین آتشکدهٔ بررگ ایرانیان در دوران ساسانی است. این آتشکده در کوه رئونت خراسان، دارای آتش ورهرام بود. بنابراین آتشکده سپنتا برزینمهر نیایشگاه ورهرام ایزد بود. امروزه شاه ورهرام ایزد نیایشگاههای در خرمشاه یزد، زینآباد یزد، شریفآباد اردکان، امیریهٔ تهران … دارد. از آیینهای این روز پختن آش، سیروگ و پخش شیرینی و نخود مشکلگشا است.
💡 زردشت هم، یکی از سه آتشکده معروف ایران را به نام مهربرزین یا برزین مهر در کوههای شمال نیشابور ساخت.