قاذورات

لغت نامه دهخدا

قاذورات. ( ع اِ ) ج ِ قاذورة. || پلیدیها ونجاستها ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ناپاکیها. ( ناظم الاطباء ): امیر ناصرالدین بفرمود تا بعضی از قاذورات در آن چشمه انداختند. هرکس که از این قاذورات تناول کردی بر جای بیفتادی و جان بدادی. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی ). اوراق قرآن در میان قاذورات لگدکوب اقدام و قوائم گشت. ( جهانگشای جوینی ). و در فارسی این جمع را چون مفردی بکار برند و آن دشنامی است جوانانی را که بیش از حد و سن خویش کنند، یا مدعی باشند.

فرهنگ عمید

= قاذوره

فرهنگ فارسی

( اسم ) قاذوره پلیدیها نجاستها.

جمله سازی با قاذورات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت دنیا دارو قاذورات یک جنسند ازآنک دیدن ایشان به بیداران به جز آزار نیست

💡 هر چه یابد ز جنس قاذورات کاهل دین را بود ز محظورات

💡 اگر پاکش ز قاذورات سازی باو بینی که می‌شاید بنازی

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز