لغت نامه دهخدا
قابل تجزیه. [ ب ِ ل ِ ت َ ی َ ] ( ص مرکب ) تجزیه پذیر، آنچه بتوان اجزاء آن را تفکیک کرد.
قابل تجزیه. [ ب ِ ل ِ ت َ ی َ ] ( ص مرکب ) تجزیه پذیر، آنچه بتوان اجزاء آن را تفکیک کرد.
تجزیه پذیر آنچه بتوان اجزائ آنرا تفکیک کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نسبت می دهد (به بخش تعریف که در ادامه می آید توجه کنید). این تابع باید جمعی شمارا باشد: یعنی اندازه یک زیر مجموعه 'بزرگ' که قابل تجزیه به تعداد متناهی (یا شمارا نامتناهی) از زیرمجموعه های مجزای 'کوچک' باشد برابر با جمع اندازه های زیرمجموعه های "کوچکتر" است.