لغت نامه دهخدا
( قائلة ) قائلة. [ ءِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث قائل. || ( اِ ) نیم روز. نصف النهار. ظهیرة. || خواب نیم روز. خواب میان روزی. قیلوله. خفتن نیم روز. ( منتهی الارب ). مقیل.
( قائلة ) قائلة. [ ءِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث قائل. || ( اِ ) نیم روز. نصف النهار. ظهیرة. || خواب نیم روز. خواب میان روزی. قیلوله. خفتن نیم روز. ( منتهی الارب ). مقیل.
خواب نیم روز خواب میان روزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لبشان خمش ز قائله قلت و کثیر