لغت نامه دهخدا
غالیه جعد. [ ی َ / ی ِ ج َ ] ( ص مرکب ) آنکه زلف مشکین دارد: و در موضع سقاة هر خوش پسری... غالیه جعدی... کمر بر میان بسته. ( جهانگشای جوینی ).
غالیه جعد. [ ی َ / ی ِ ج َ ] ( ص مرکب ) آنکه زلف مشکین دارد: و در موضع سقاة هر خوش پسری... غالیه جعدی... کمر بر میان بسته. ( جهانگشای جوینی ).
۱. ویژگی آن که زلف پیچیده، سیاه، و خوش بو دارد.
۲. ویژگی زلف پیچیده، سیاه، و خوش بو.
( صفت ) آنکه زلف سیاه و خوشبو دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فارغ ز بوی غالیه جعد سنبلم خاطر به جعد غالیهبوی تو میکشد