عاشق و معشوق
مترادفها
عاشق و محبوب، دلداده و معشوق
لغت نامه دهخدا
عاشق و معشوق. [ ش ِق ُ م َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) دو تن که شیفته یکدیگر باشند. || دو نگین متغایر اللون که دریک خانه انگشتری باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دو تن که شیفته یکدیگر باشند
جمله سازی با عاشق و معشوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به فتوای محبت در سلوک عشق کی باشد میان عاشق و معشوق گفتار زبانی را؟!
💡 کنند شام و سحر همچو عاشق و معشوق شکوفه خنده شیرین و ابر گریه زار
💡 پس عاشق و معشوق بهم بنشینند زیرا که همو جان و همین جانانست
💡 مینیارد کس به وحدتشان شکی عاشق و معشوق میگردد یکی
💡 نفس را نتوان ستود او را ستودن مشکلست نفس بنده عاشق و معشوق آن مولاستی
💡 ناز و نیاز عاشق و معشوق چون یکیست در حیرتم که فایده ی امتیاز چیست
💡 در بسیاری از اشعار کلاسیک فارسی، داستانهای پرکشش و غمانگیز درباره جدایی و وصال عاشق و معشوق روایت شده است که هنوز هم شنیدنی هستند.
💡 رابطهی عمیق و پیچیده میان عاشق و معشوق، همیشه یکی از موضوعات اصلی در ادبیات و سینمای جهان بوده که تاثیر زیادی بر مخاطبان دارد.
💡 شاعر با توصیف زیباییهای معشوق و رنجهای عاشق، توانسته بود دنیایی از احساسات خالص را برای خوانندگان خود در میان کلمات خلق کند.