عادیان

لغت نامه دهخدا

عادیان. ( اِخ ) کسانی که منسوب به قوم عاد بودند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): و قصه جالوت چنان بود که وی مردی بود از فرزندان عمالقه و از جمله عادیان. ( قصص الانبیاء ص 145 ). رجوع به عاد شود.

جمله سازی با عادیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کیست کو نشنید احوال ثمود و آنک صرصر عادیان را می‌ربود

💡 براندازم این تخمه عادیان نمانم دگر نام شدادیان

💡 غریو آمد از لشکر عادیان از آن دیو چهران شدادیان

💡 بدو گفت دادار یار تو باد تن عادیان خود شکار تو باد

💡 همه عادیان را سپهبد بدید نشسته بر آن تخت جنگی شدید

💡 سپهبد تن یکه در کارزار درافکند از عادیان صد سوار

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز