ظن نیکو

لغت نامه دهخدا

ظن نیکو. [ ظَن ْ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حسن ظن:
بر ظن نیکو قصد کردم بدو
آزادگی کرد و وفا کرد ظن.فرخی.من در تو فکنده ظن نیکو
ابلیس ترا ز ره فکنده.لبیبی.

فرهنگ فارسی

حسن ظن: بر ظن نیکو قصد کردم بدو آزادگی کرد و وفا کرد ظن.

جمله سازی با ظن نیکو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من بر تو فکنده ظن نیکو و ابلیس ترا ز ره فکنده

💡 در حضرتت برد فیض پیوسته ظن نیکو انجام هر مهمی از حسن و ظن برآید

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز