طبیبانه

لغت نامه دهخدا

طبیبانه. [ طَ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) به روش پزشکان.

فرهنگ عمید

مانند طبیبان، به روش پزشکان.

جمله سازی با طبیبانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگذار به هذیان تو طفلانه بخندند ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم

💡 پیش ما مرگ به از ناز طبیبانه بود خلوت خاک به آغوش مسیحا مفروش

💡 گر طبیبانه نیایی به سر خستهٔ هجر اگر امروز نه فردا به یقین می‌گذرد

💡 شه طبیبانه به بالین آمدش دُرفشان از چشم خونین آمدش

💡 دگر باره بگفتش کای خردمند طبیبانه در آموزم یکی پند

💡 هم رحمت رحمانی هم مرهم و درمانی درده تو طبیبانه آن دافع صفرا را

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز