دائم و قائم
مترادفها
همیشگی، پابرجا، مستمر
متضادها
موقت، زودگذر، فانی
لغت نامه دهخدا
دائم و قائم. [ ءِ م ُ ءِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) همیشه و پایدار.
فرهنگ فارسی
همیشه و پایدار
جمله سازی با دائم و قائم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فنا دید او نمود هست اشیاء فنا بُد دائم و قائم بیکتا