حبات

لغت نامه دهخدا

حبات. [ ح َب ْ با ] ( ع اِ ) ج ِ حبة: چون مرغ در التقاط حبات ایشان را به منقارنقار برمیچیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی چاپی ص 350 ).
حباة. [ ح َ ] ( ع اِ ) گل پاره سیاه. || آهوی ماده سیاه.

فرهنگ عمید

= حبه

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع حبه

جمله سازی با حبات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر انبان می‌فشارد نیک و بد دانه‌های در و حبات نخود

💡 عقل حیران زان حبات وزان ممات عشق خندان بود از این ترهات

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز