تاریک بخت
مترادفها
بدبخت، بدشانس، بدمراد
متضادها
خوش بخت، خوششانس، سعادتمند
لغت نامه دهخدا
تاریکبخت.[ ب َ ] ( ص مرکب ) بدبخت. تیره بخت. مدبر:
به رسم مسیحا کنون مادرش
کفن سازد و گور و پوشد سرش
نه افسر نه دیبای رومی نه تخت
چو از بندگان دید تاریک بخت.فردوسی ( از شاهنامه چ بروخیم ج 8 ص 2365 ).
فرهنگ عمید
بدبخت، تیره بخت.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بد بخت تیره بخت.
جمله سازی با تاریک بخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 می نبودیم این چنین تاریک بخت و تیره روز ما و دل گاهی که از زلفت پناهی داشتیم