بچه دان

لغت نامه دهخدا

بچه دان. [ ب َ چ َ / چ ِ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) مشیمه.( یادداشت مؤلف ). رحم. زهدان که در آن بچه است. ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آنجا که نطفه بچه بسته شود. مهبل. تخمدان. تأمور. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) رحم، زهدان.

فرهنگ عمید

= رحِم

فرهنگ فارسی

( اسم ) جای کودک در شکم مادر زهدان رحم.

ویکی واژه

رحم، زهدان.

جمله سازی با بچه دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نبخشی گنه ما که ظلومیم و جهول بچه دانند خلایق که عفوی و غفور

💡 بچه دانند که دلدار مرا هست میان بچه معلوم توان کرد که او را دهن است

💡 اگر کسی گوید مر خدای را تالی جز بدین عالم که آفریده اوست بچه دانیم؟ که چون کار کرد همی بینیم ازین عالم و او را دانش نیست و اندرآن چیزها که همی عالم پدید آرد آثار حکمت است و اندر نهاد عالم آثار حکمت است بدانستیم که این عالم کار بفرمان خدای همی کند.

💡 پرسیدند که جوانمرد بچه داند که جوانمرد است گفت: بدانکه اگر خداوند هزار کرامت با برادر او کند و با او یکی کرده بود آن یکی نیز ببرد و بر سر آن نهد تا آن نیز برادر او بود.

💡 پس گفت: ایها الشیخ بم تعرف ربک خدایتعالی را بچه شناسی و خالق باری با بچه دانی؟ گفت این سئوال منکر و نکیر است نه سئوال چون تو پیر، اگر خواهی تا بدانی بشنو و چون شنیدی بحق بگرو و بدان که معرفت را آلتی است موضوع و اداتی است مصنوع و آلت موضوع معرفت را عقل سلیم است، از عقل بنقل آمدن چه حاجت است؟

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز