لغت نامه دهخدا
رمالی. [ رَم ْ ما ] ( حامص ) شغل رَمّال. عمل و کار رمال. رجوع به رَمّال و رَمْل شود.
رمالی. [ رَم ْ ما ] ( حامص ) شغل رَمّال. عمل و کار رمال. رجوع به رَمّال و رَمْل شود.
( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) فالگیری.
عمل و شغل رمال فالگیری.
شغل رمال عمل و کار رمال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیر رمالی که بهر غیبت مهر اختران بر بساطش مزد رمالی درمها افکنند
💡 احمد خرمالی یک بازیکن فوتبال اهل ایران است.که هم اکنون کمک مربی تیم پارس جنوبی جم می باشد
💡 ز خوان او که عالم زله بند آن بود دایم گدا چون هاله قرص شیرمالی در بغل دارد
💡 اگرچه مواد پیروالکتریک مصنوعی، مهندسی شدهاند، اما اولین بار این اثر در مواد معدنی مانند تورمالین کشف شد. اثر پیروالکتریک در استخوان و تاندون نیز وجود دارد.
💡 آنومالی بیزه یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر داورزن استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است. سنگ میزبان این اندیس کنگلومرا، پریدوتیت، ریوداسیت است در این اندیس، پاراژنزهای باریت، سروزیت، کرومیت، سینابر، اپیدوت، گالن، گارنت، هماتیت، منیتیت، مالاکیت، پیریت، تورمالین، زیرکن یافت میشوند.
💡 آن کیسه بر این فال کش آمد به خلاف... تو هم دزدی و هم رمالی