سرمه کش

لغت نامه دهخدا

سرمه کش. [ س ُ م َ / م ِ ک َ / ک ِ ] ( ن مف مرکب ) شخصی را گویند که سرمه کشیده باشد. || ( نف مرکب ) کسی که سرمه در چشم مردم کشد. ( برهان ) ( آنندراج ):
بس بود از عشق تو چشم امید مرا
میل دوران کمان سرمه کش اعتبار.خاقانی. || کنایه از روشن کننده چشم و بینایی دهنده. ( برهان ) ( آنندراج ):
سرمه کش دیده مردم صباست
رنگرز جامه مس کیمیاست.نظامی.|| ( اِ مرکب ) کنایه از شب تاریک. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. کسی که سرمه به چشم بکشد.
۳. (اسم ) میلۀ باریکی که با آن سرمه به چشم می کشند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که به چشمهای خود سرمه کشیده باشد. ۲ - آنکه چشمان دیگران را سرمه کشد. ۳ - روشن کننده چشم بینایی دهنده. ۴ - شب تاریک.

جمله سازی با سرمه کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الفتم سرمه کش دیده حیرت شد اسیر نگه حوصله کاه که به یادم آمد

💡 رایت ار سرمه کش دیدهٔ اندیشه شود در شب تار توان دید پی پای خیال

💡 فروغ آیینه ام بی چراغ مجلس نیست کجاست سرمه کش دیدهٔ خدا بینم

💡 نرگس چو شقایق داغ دارد ز حسد در باغ کز سرمه کش ما زاغ شد نرگس او شهلا

💡 خاک در فقر را سرمه کش دل کنی چارق درویش را بر سر سنجر کشی

💡 انتظارت نشود سرمه کش دیده کس این چراغی است که از چشم ترم می سوزد

آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز