رقیبات

مترادف‌ها

رقیبان

متضادها

متحدان، یاران، همراهان

لغت نامه دهخدا

رقیبات. [ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ رقیب. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به رقیب شود.