جملگی

مترادف‌ها

همگی، همه

متضادها

تک‌تک، برخی، بعضی

لغت نامه دهخدا

جملگی. [ ج ُ ل َ/ ل ِ ] ( ق ) همه. همگی. || سراسر. تماماً. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(جُ لَ یا لِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) همگی.

فرهنگ عمید

۱. همه، همگی.
۲. (قید ) تماماً.

فرهنگ فارسی

۱- همگی همه. ۲- سراسر تماما.

ویکی واژه

همگی.

جمله سازی با جملگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جملگی گفتند مردی راکه دیدی پادشاست یا ز فرزندانش یک تن پادشاهی را سزاست

💡 علمای علم قرائت جملگی، ذکر «بسم الله الرحمن الرحیم» را در آغاز قرائت هر بخشی از قرآن لازم می‌دانند و هیچ‌یک از آنان آغاز قرائت را بدون بسم الله جایز نمی‌شمارد.

💡 اناالحق گفت و قربان گشت از دوست در اینجا مغز گشتش جملگی پوست

💡 چو بگشایم ز رخ این پرده را باز نمایم جملگی گم کرده را باز

💡 چو او در شرک بود آن روز در دوست حقیقت مغز او شد جملگی پوست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران