لغت نامه دهخدا
جشان. [ ج َ ] ( اِ ) گز استادان خیاط و بنا. چوبی باشد که بدان زمین و امثال آن را پیمایند. ( برهان قاطع ).
جشان. [ ج ُش ْ شا] ( ع اِ ) ج ِ جَش یا جُش. رجوع به همین لغت شود.
جشان. [ ج َ ] ( اِ ) گز استادان خیاط و بنا. چوبی باشد که بدان زمین و امثال آن را پیمایند. ( برهان قاطع ).
جشان. [ ج ُش ْ شا] ( ع اِ ) ج ِ جَش یا جُش. رجوع به همین لغت شود.
(جَ ) [ په. ] (اِ. ) گز استادان خیاط و بنا، چوبی که بدان زمین و امثال آن را پیمایند.
چوب گز که با آن پارچه یا زمین یا چیز دیگر را اندازه می گیرند.
( اسم ) گز استادن خیاط و بنا چوبی که بدان زمین و امثال آنرا پیمایند.
جمع جش
گز استادان خیاط و بنا، چوبی که بدان زمین و امثال آن را پیمایند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نوامبر ۱۹۹۷، الیزابت و فیلیپ مراسمی در بانکتینگ هاوسِ وایتهال به مناسبت سالگرد طلایی ازدواجشان (۵۰امین) ترتیب دادند. ملکه در آن مراسم سخنرانی کرد و فیلیپ را به خاطر نقشش به عنوان یک همسر ستود و او را «توان و عصای من» توصیف کرد.
💡 بزرگوارا در بند قومی افتادم که نقد رایجشان هست مختصر افلاس
💡 جستند خلق رنج من از مهربان خویش من رنجشان کشیدم و بر خود نهاده بار
💡 در قسمتهای پایانی کلاهقرمزی ۹۳ آقای مجری به پیشنهاد فامیل دور او را به عنوان فرزندخوانده به خانمجان و شوهرش آقای باغبان میسپارد که هم ازدواجشان را از شکست نجات دهد و هم خودشان از دردسرهای نگهداری از دیو رها شوند.
💡 آنان که دلی چون گنجشان بود جانخستهٔ درد و رنجشان بود