تغذی. [ت َ غ َذْ ذی ] ( ع مص ) خوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ): شوهر زن را میکشت و می جوشانید و با اجزا و اعضاء او تزجی و تغذی میکرد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 327 ). || مطاوع تغذیه. ( از اقرب الموارد ). رجوع به تغذیه شود.
(تَ غَ ذِّ ) [ ع. ] (مص ل. ) غذا خوردن.
خوردن، غذا خوردن، خورش و پرورش یافتن.
خوردن، غذاخوردن، ورش وپرورش یافتن
۱ - ( مصدر ) خوردن غذا خوردن. ۲ - ( اسم ) خورد. جمع: تغذیات.
غذا خوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این کلنی بالغ، هم هیدرانتهای اختصاصی به نام گاستروزوئید وجود دارند که بنا بر قرار گرفتن در وضعیت تغذیهای بهتر، میتوانند گسترش یافته یا به شکل متمرکز یافت شوند و هم گونوزوئیدها یا پولیپهای تولید مثلی قرار دارند که در بر گیرنده جوانههای مدوسا هستند.
💡 الیکاییها حشرهخوارند و از حشرات مختلف و عنکبوتها تغذیه میکنند اما ماهی، مارمولک و جوندگان کوچک نیز غذای آنها را تشکیل میدهد.
💡 ... روستاهایی پر از ذرت وجود دارد، قصری پیدا کردیم با روستاهای زیادی اطراف آن… آنان (یونانیان) در آن روستاها به مدت سه روز ماندند نه تنها به خاطر زخمهایشان، بلکه به خاطر اینکه آنان مقادیر بسیاری آرد و شراب و انبارهای بزرگ جو برای تغذیهٔ اسبان داشتند تمام این منابع توسط ساتراپهای منطقه جمعآوری شدهاست.
💡 آبگیرهای جریان اغلب زیستگاه ویژهای را برای جاندارانی قادر به زندگی یا تغذیه در دیگر بخشهای رود نیستند، به وجود میآورد و از این نظر برای آبزیان جوان دارای اهمیت بسیار است.
💡 منبع تغذیه اصلی مردم این کشور، ماهی میباشد. همچنین، میوه و نارگیل در این کشور کشت میشود. به جز ماهی، صادرات دیگری ندارد و تقریباً کلیه کالاهای مصرفی را از کشورهای خارجی، خریداری میکند.