ادرمه
مترادفها
چرم، پوست
لغت نامه دهخدا
ادرمه. [ اَ رَ م َ / م ِ ] ( اِ ) نمدزین و تکلتو را گویند. ( برهان ). آدرم. ادرم.
ادرمه. [ ] ( اِخ ) شهرکیست خرّم [ از جزیره ] با مردم بسیار. ( حدود العالم ).
فرهنگ معین
( آدرمه ) (رَ مِ ) ( اِ. ) نک آدرم.
(اَ رَ مِ ) (اِ. ) نک آدرم.
فرهنگ فارسی
( آدرمه ) ( اسم ) ۱ - نمد زین اسب و مانند آن تکلتو. ۲ - زینی که نمد زین آن دو نیم بود. ۳ - درفشکه بدان نمد زین دوزند. ۴ - سلاح مانند خنجر و شمشیر و تیر و کمان
ویکی واژه
نک آدرم.
جمله سازی با ادرمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از گزند خال زیرزلف او ایمن مباش زهررادرمهره اینجامارداردگوشه گیر