جالی. ( اِ ) نام درخت اراک است که از چوب آن مسواک سازند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). به تازیش اراک نامند در هندی بیلو خوانند. ( شرفنامه منیری ). || ( ع ص، اِ ) جلا دهنده. زداینده زنگ. || جلوه دهنده عروس. || سرمه بچشم کشنده. || واضح و آشکار. || جلای وطن کننده. از خانمان دورافتاده. ( ناظم الاطباء ). ج، جالیة. || آنچه رطوبت را از مسام تراشد و دفع کند. مانند شربت عسل و سکنجبین. ( بحر الجواهر ): اشنان... نافع حکه و خارش و جالی و منقی و مدرّ حیض است. ( منتهی الارب ). || نام داروئی است که فعل آن رفع و تحریک رطوبات لزجه جامد از سوراخهای سطح عضو است مانند شربت عسل. و هر دواء جالی بواسطه جلاءخود ملین طبع است هرچند قوه مسهلیه در آن نباشد. وهر تلخی جال است. ( قانون ابوعلی سینا ). || در لهجه افغانستان بمعنی جامه مشبک و تور است.
[ ع. ] (اِفا. ) ۱ - روشن، واضح. ۲ - جلا - دهنده، پاک کننده.، ادویة ~: دواهایی که عفونت های جلدی را با آن پاک کنند، ضد - عفونی های جلدی.
جلادهنده.
( اسم ) ۱- روشن واضح. ۲- جلا دهنده پاک کننده. یاادوی. جالی. دواهایی که عفونتهای جلدی را پاک کنند ضد عفونیهای جلدی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 القسم الثانی عشر، فی ما استدرکه من کتب جالینوس و لم یذکرها حنین و لا هی فی فهرست جالینوس.
💡 نی نی که من اویم او من اما- من و او از تنگ مجالی سخن میگویم
💡 جز صبا معتمدی نیست که در هر سحری بگذرد بر در و بام تو مجالی باشد
💡 مدیح چون توئی گفتن مجالی بس فراخ آید که هرچ از بحر وا گوئی بود مر عقل را باور
💡 آردینو شهری در استان کرجالی کشور بلغارستان است که جمعیت آن در سال ۲۰۰۱ میلادی ۳٬۷۳۳ نفر بودهاست.