الوداع

مترادف‌ها

بدرود، خداحافظی

متضادها

استقبال

لغت نامه دهخدا

الوداع. [ اَل ْ وَ ] ( ع صوت ) بدرود باش. خداحافظ. در وقت جدایی از دوستان و مسافرت میگویند یعنی وداع میکنم. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به وداع و مجموعه مترادفات ص 155 شود:
الوداع ای دوستان من مرده ام
رخت بر چارم فلک بر برده ام.مولوی ( مثنوی ).الوداع ای خواجه کردی مرحمت
کردی آزادم ز قید مظلمت.مولوی ( مثنوی ).الوداع ای زمان طاعت و خیر
محفل ذکر و مجلس قرآن.سعدی.

فرهنگ عمید

۱. وداع، بدرود.
۲. بدرود گفتن با مسافر.

فرهنگ فارسی

بدرود. ( هنگام جئایی یا ذکر جدایی و تاسف بر آن گویند ).
بدرود باش. خداحافظ. در وقت جدایی از دوستان و مسافرت میگویند یعنی وداع میکنم.

جمله سازی با الوداع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اين آيات در حجة الوداع يعنى آخرين حجى كهرسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) انجام دادنازل شده، و در آن حج تمتع تشريع شده است.

💡 محتويات اين سوره اين سوره از سوره هاى مدنى است و 120 آيه دارد و گفته اند پس ازسوره فتح نازل شده است، و طبق روايتى تمام اين سوره در حجة الوداع و بين مكه و مدينهنازل شده است.

💡 تا سحر بی‌پرده‌گردد شبنم از خود رفته است الوداع ای همنشینان دلبرم آمد به یاد

💡 وه چه خوش گفتست طغرل بیدل بحر سخن الوداع ای همنشینان دلبرم آمد به یاد!

💡 گاه میدان رفتنش بهر شهادت شد بلند از خیامش ناله های الوداع و الفراق

💡 آنگاه به لشكريان خود دستور داد تا لواى جنگ را در ثنيه الوداع بيفراشتند، و بهافرادى كه توانائى مالى داشتند دستور داد تا به تهى دستان كمك مالى كنند، و هر كسهر چه اندوخته دارد بيرون آورده و انفاق كند. لشكر نيز چنين كرده و با تشويق يكديگرلشكرى نيرومندى تشكيل دادند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران