توبیخ

مترادف‌ها

سرزنش، ملامت، بازخواست

متضادها

تمجید، ستایش، تحسین

لغت نامه دهخدا

توبیخ. [ ت َ ] ( ع مص ) سرزنش کردن. ( زوزنی ) ( دهار ). نکوهیدن و بیم و تهدید کردن و سرزنش نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ملامت و سرزنش کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). ملامت و نکوهش وسرزنش. ( ناظم الاطباء ). نکوهش. توکیس. عذل. لوم. ملامت. سرزنش کردن. سرزنش. سرکوفت. سراکوفت. تعییر. تعنیف. نکوهیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
نوآموز را ذکر تحسین و زه
ز توبیخ و تهدید استاد به.( بوستان ).شنیدم سر از فرمان ملک باززد... بفرمود تا مضمون خطاب را به زجر و توبیخ از وی مستخلص کردند. ( گلستان ).

فرهنگ معین

(تُ ) [ ع. ] (مص م. ) نکوهیدن، سرزنش کردن.

فرهنگ عمید

نکوهش کردن، سرزنش کردن، نکوهیدن.

فرهنگ فارسی

نکوهش کردن، سرزنش کردن، نکوهیدن
۱ -( مصدر ) سرزنش کردن نکوهیدن. ۲ - ( اسم ) سرزنش نکوهش. جمع: توبیخات.

ویکی واژه

نکوهیدن، سرزنش کردن.

جمله سازی با توبیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مارس ۲۰۰۹ میلادی، شب‌نشینی وی در یک کلوب استریپ‌تیز در شهر تل‌آویو، باعث سیلی از انتقادات از سوی برخی نمایندگان کنست شد. گبی اشکنازی، فرمانده ستاد کل فرماندهی و عملیات ارتش اسرائیل نیز به صورت شفاهی، از عمل الی ماروم انتقاد کرد، اما آن را موضوعی شخصی خواند و از توبیخ رسمی الی ماروم خودداری کرد.

💡 بر اساس گزارش شوراهای صنفی دانشجویان کشور، تعدادی از استادان دانشگاه به نام‌های محمد راغب، نگار ذیلابی، نیلوفر رضوی و اسلام ناظمی تعلیق یا توبیخ شده‌اند.

💡 و قال (ص): من اعطی خیرا من اهل و مال فیقول عند ذلک ما شاء اللَّه لا قوّة الّا باللّه لم یرفیه ما یکره، فهذه الآیة توبیخ من المسلم للکافر علی مقالته و تعلیم له ما یحبّ ان یقول، ثمّ رجع الی نفسه فقال: «إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالًا وَ وَلَداً» انا فی الآیة عماد فلذلک نصب اقلّ.

💡 «رَأی‌ کَوْکَباً» چون شب برو درآمد، و او خدای را می‌جست، و از زبر می‌جست، آن ستاره را دید زهره یا مشتری گفت: «هذا رَبِّی». یک قول آنست که این بر جهت توبیخ گفته است و انکار بر فعل ایشان. الف استفهام در آن مضمر است، یعنی: ا هذا ربی؟

💡 به دلیل نامناسب بودن شرایط جامعه او به همراه دوستانش باندی را تشکیل داده بودند و بیشتر به دعوا و نزاع می‌پرداختند. به دلیل اغتشاشات زیاد او و دوستانش بارها توسط پلیس توبیخ شدند. دریکی از درگیری‌های آیورسون او با یک صندلی به سر یک زن ضربه وارد کرد ولی آسیب جدی به کسی وارد نشد.

💡 یا «توبیخ‌کردن یا مشت زدن به یک دشمن نادیده شده که حتی از وجود شما و کم‌تر از آن از خشم شما، بی‌خبر است».

💡 مدیر شرکت پس از مشاهده کوتاهی در انجام وظایف از سوی کارمندان، آن‌ها را به دلیل عدم رعایت قوانین سخت‌گیرانه شرکت مورد توبیخ شدید قرار داد.

💡 معلم با لحنی بسیار جدی، دانش‌آموز را به دلیل عدم انجام تکالیف شبانه و بی‌نظمی در کلاس، توبیخ کرد تا او اهمیت مطالعه را درک کند.

💡 گاهی اوقات توبیخ‌های والدین می‌تواند برای تربیت صحیح فرزندان و یادآوری اصول اخلاقی لازم در زندگی اجتماعی، نقش بسیار مهم و بسیار حیاتی ایفا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران