این واژه در حوزههای پزشکی و دندانپزشکی به وضعیتی اطلاق میشود که در آن بیمار بهطور ارادی و غیرارادی قادر به کنترل بخشی از بدن یا کل بدن و محیط اطراف خود نیست. این حالت بهطور موقت میتواند منجر به بیدردی، فلج موضعی و حتی فراموشی شود. در این فرآیند، فعالیت دستگاه عصبی مرکزی بهطور موقت تضعیف یا سرکوب میشود که نتیجه آن از بین رفتن احساس و واکنش به محرکهای خارجی است. فراموشی و کاهش هوشیاری از جنبههای کلیدی بیهوشی به شمار میروند. این عمل به سه نوع مختلف تقسیم میشود: نوع عمومی که در آن فعالیت دستگاه عصبی مرکزی به طور کامل متوقف میشود و بیمار به حالت بیهوشی میرود. آرامبخشی که نوعی بیهوشی است، اما فرد به طور کامل بیهوش نیست. در این روش، انتقال سیگنالهای عصبی بین قشر مغز و دستگاه کنارهای متوقف میشود که منجر به ایجاد حالت آرامش و اختلال در حافظهٔ بلندمدت میگردد. بیحسی منطقهای که در آن انتقال سیگنالهای عصبی از طریق سیستم عصبی بین بافت هدف و طناب نخاعی متوقف میشود و این امر باعث از بین رفتن حس در ناحیه مورد نظر میشود، در حالی که بیمار کاملاً هوشیار است. برای آغاز فرآیند درمان و شروع آن، متخصص بیهوشی نوع و میزان داروهای آن را انتخاب میکند که این انتخاب بسته به نوع جراحی و شرایط بیمار متفاوت است.

بیهوشی
لغت نامه دهخدا
بیهوشی. ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بیهوش. بی حسی. ازحال رفتگی. بی خویشتنی. بیخودی. اغماء. غشی. غمی. ( یادداشت مؤلف ). فقدان درد یا حس در نتیجه بکار بردن داروی بیهوشی یا بعلت دیگر
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. کندذهنی، کودنی.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
۱ - بی دردی ( شامل کاهش یا جلوگیری از احساس درد ) ۲ - فلج عضلانی ۳ - فراموشی ( فراموشی حافظه ) ۴ - از بین بردن هوشیاری.
بیهوشی به سه شکل امکان پذیر است: ۱ - بیهوشی عمومی فرایندی است که در آن فعالیت دستگاه عصبی مرکزی به صورت کامل متوقف شده و در نتیجه بیمار بیهوش می شود. ۲ - آرام بخشی[ یادداشت ۱] نوعی از بیهوشی است که در آن فرد به صورت کامل بیهوش نیست. در این روش انتقال تکانه های عصبی بین قشر مغز و دستگاه کناره ای متوقف می شود که سبب حالت آرامبخشی می شود و حافظهٔ بلندمدت را مختل می کند. ۳ - بی حسی منطقه ای که در آن انتقال تکانه های عصبی از طریق سیستم عصبی بین بافت هدف و طناب نخاعی متوقف می شود که باعث از بین رفتن حس در بافت هدف می شود و بیمار کاملاً هوشیار است.
برای آغاز روند درمان و شروع بیهوشی، متخصص بیهوشی تعداد و میزان داروی بیهوشی و نوع بیهوشی را انتخاب می کند که بسته به نوع جراحی و شرایط بیمار متفاوت است.
بیمار دقایقی پس از اتمام فرایند بیهوشی به هوش می آید و پس از آن به ریکاوری منتقل شده و پس از چنددقیقه تا چندساعت حواسش را بازمی یابد. گاه بیمار دچار اختلال ادراک بلندمدت پس از عمل می شود و روان آشفتگی او ممکن است هفته ها یا ماه ها به طول انجامد. این حالت در سالمندان و بیمارانی که تحت عمل جراحی قلب قرار می گیرند شایع تر است. خطرات بیهوشی شامل خطرات با ریسک بالا مانند مرگ، سکته قلبی و آمبولی ریه و خطراتی با ریسک کمتر از جمله تهوع و استفراغ بعد از عمل و اقامت طولانی مدت در بیمارستان است. احتمال وقوع این ها به عواملی چون شرایط بیمار، پیچیدگی عمل جراحی و نوع بیهوشی بستگی دارد.
قدیمی ترین داروی آرام بخش شراب بوده است، که هزاران سال پیش در بین النهرین استفاده می شده است. در دوران باستان، در مناطقی از جهان از عصاره و مشتقات گیاهانی همچون خشخاش، سولانوم، کوکا و مهر گیاه استفاده می شده است. پزشکان مسلمان و مسیحی، بیهوشی استنشاقی را به کار می بردند و محلول تریاک و آب شوکران و مواد دیگر را بر روی اسفنج، که به اسفنج خواب معروف بوده است، می ریختند. معروف ترین داروی بیهوشی اتر است که اختراع آن به قرن ۸ بازمی گردد. سپس در سده نوزدهم، کلروفورم نیز مورد استفاده قرار گرفت. از بین داروهای بیهوشی استنشاقی فقط گاز دی نیتروژن مونوکسید همچنان و به طور گسترده در بیهوشی به کار برده می شود و اتر و کلروفرم با داروهای امن تر جایگزین شده اند. با پیشرفت دانش پزشکی علاوه بر داروهای بیهوشی استنشاقی از داروهای تزریقی نیز استفاده می شود.
بیهوشی (فیلم). بیهوشی ( انگلیسی: Anesthesia ) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی تیم بلیک نلسون است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.
استاد فلسفه "والتر زارو" طی یک درگیری زخمی می شود، او در حالی که تلاش می کند از مهلکه فرار کند، خود را در آغوش مردی میانسال بنام "سم" می یابد که این نقطه آغاز یک پرسش و پاسخ بزرگ برای او می شود...
دانشنامه آزاد فارسی
در پزشکی، کاهش سطح هوشیاری، به علت اختلال در خون رسانی به مغز. علت ممکن است ضربه، مسمومیت، التهاب یا عفونت باشد و گاه به اغما یا منگی منجر می شود.

جملاتی از کلمه بیهوشی
عین وادی فراموشی بود لنگی و کری و بیهوشی بود
داروی بیهوشیت آیا که داد قفلها بر چشم و بر گوشت نهاد