لغت نامه دهخدا
خوش بختانه. [ خوَش ْ / خُش ْ ب َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) از روی خوشبختی. از حسن اتفاق. ( یادداشت مؤلف ).
خوش بختانه. [ خوَش ْ / خُش ْ ب َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) از روی خوشبختی. از حسن اتفاق. ( یادداشت مؤلف ).
از روی خوشبختی از حسن اتفاق
منسوب به خوشبخت؛ بنا به حوادث مساعدی که روی داده (میدهد)؛ از حُسن اتفاق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما خوشبختانه در دهههای اخیر بار دیگر این روستا مورد توجه سرمایهگذاران و دولت قرار گرفت و با گسترش فعالیتهای گردشگران و توجه ویژه به مناطق روستایی، نوار شمالی آذربایجان شرقی و روستای اسکانلو در حال بازیافتن موقعیت تاریخی و فرهنگی خود هستند.
💡 اختاپوس برای طراحی سخت است—او سر بسیار عجیب و غریبی دارد. خوشبختانه، احساسات او کاملا یکنواخت است، اما دریافت احساسات بزرگ از او یک چالش است. بینی او همهچیز را به دو نیم تقسیم میکند. بنابراین همیشه اینطور است، 'خب، چگونه میتوانم این کار را انجام دهم و همچنان آن را بخوانم؟'
💡 در اواخر فصل آنها اردوی به سمت مکانی به اسم یو اس جی میروند ولی تبهکاران به آنجا حمله کردند خوشبختانه آنها به دست آلمایت و بقیه نجات پیدا میکنند
💡 ریچارد بون قبل از اتمام فیلم، فیلم را کنار گذاشت و نقش خود را برای بازیابی توسط بازیگر دیگری دوبله کرد. در مصاحبهای با کلیولند آموری در اسرائیل در ماه مه ۱۹۷۶، بون به آموری گفت: «من در بدترین تصویری که ساخته شده بازی میکنم. تهیهکننده یک نفر از اسرائیل و کارگردان ایتالیایی است و آنها صحبت نمیکنند. خوشبختانه این مهم نیست، زیرا کارگردان از هر دو گوش کَر است».
💡 «خوشبختانه طی ۱۰ سال گذشته ورزش اسکی به سرعت در بسیاری از کشورها در حال گسترش است. بدین لحاظ تصور میکنیم وقت آن رسیده که یک فدراسیون بینالمللی اسکی به ویژه برای تدوین مقررات هماهنگ برای مسابقات پرش و حل مساله آماتوریسم تشکیل شود. ما مطمئنیم که نمایندگان شما در مسابقات هولمن کول (نروژ) حضور خواهند داشت. بدین لحاظ پیشنهاد میکنیم که مجمع اسکی در طول مسابقات در اینجا برگزار شود.»