تمول. [ ت َ م َوْ وُ ] ( ع مص ) مالدار شدن. ( زوزنی ). مال داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بسیارمال شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مالدار شدن و دولتمندی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). مالداری و دولت و ثروت و مکنت. ( ناظم الاطباء ).
(تَ مَ وُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) توانگر شدن، ثروتمند شدن.
۱. مال دار شدن، مال بسیار به دست آوردن، ثروتمند شدن.
۲. توانگری.
مالدارشدن، مال بسیاربدست آوردن، توانگری
۱- ( مصدر ) توانگر شدن ثروتمند گشتن. ۲ - ( اسم ) توانگری مالداری. جمع: تمولات.
توانگر شدن، ثروتمند شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رضا ضراب با توجه به داشتن مستغلات فراوان در چند نقطه از جهان و دارا بودن صرافی بزرگی در امارات متحده عربی جای خود را در میان بازرگانان و تجار بهعنوان جوانی متمول، فعّال و جویای نام و البته دستودلباز و پولخرجکن باز کرد و نامش بر سر زبانها افتاد.
💡 ورتمولر در استکهلم به دنیا آمد و قبل از اینکه در سال ۱۷۷۲ به پاریس نقل مکان کند تا زیر نظر پسر عمهاش الکساندر روسلین و نقاش فرانسوی ژوزف-ماری وین به تحصیل بپردازد، در خانه به تحصیل هنر پرداخت. وی در ۳۰ ژوئیه ۱۷۸۴ به عضویت آکادمی سلطنتی نقاشی و مجسمهسازی انتخاب شد.
💡 النا داستان زن میانسالی است که با مردی متمول زندگی میکند. پسرش (که ثمرهٔ ازدواج قبلی او است) بیکار است و النا میخواهد همسرش به آنها کمک کند. در میان این کشمکشها داستان جلو میرود تا …
💡 پاموک اولین رمان خود یعنی جودت بیک و پسران را که حکایت خانوادهای متمول و پرتعداد است در سال ۱۹۸۲ نوشت که جوایز ملی اورهان کمال و کتاب سال را برایش به ارمغان آورد.
💡 آل زهره یا بنی زهره یا اسحاقی یا اسحاقیون یکی از خاندانهای شیعه دوازده امامی بودهاند.آنان فرزندان اسحاق پسر جعفر صادق بودند ازین رو گاهی آنان را اسحاقی یا اسحاقیون مینامیدند.حسین پسر اسحاق به حران رفت.محمد پسر حسین نیز که از متمولین حران به حساب میآمد به حلب رفته و تشیع را به این شهر سنی مذهب برد.
💡 و اگر بدسگالان این قصد بکردهاند و قضا آن را موافقت خواهد نمود دشوارتر، که تقدیر آسمانی شیر شرزه را اسیر صندوق گرداند و مار گرزه را سخره و خردمند دوربین را مدهوش حیران و، احمق غافل را زیر متیقظ و شجاع مقتحم را بد دل محترز و جبان خائف را دلیر متهور و توانگر منعم را درویش ذلیل و فاقه رسیده محتاج را مستظهر متمول.