تسعون
مترادفها
نود
لغت نامه دهخدا
تسعون. [ ت ِ ] ( ع عدد، اِ ) نود. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تِ ) [ ع. ] (اِ. ) عدد نود.
فرهنگ عمید
نود، عدد «۹۰».
فرهنگ فارسی
نود، عددنود
نود ( ۹٠ ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
تسع (۷ بار)
ویکی واژه
عدد نود.
جمله سازی با تسعون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لم یا قوم تریدون ببغی و فساد لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد
💡 دست سحاب نزد کفت ماند مصدوقه ثلث و تسعون را
💡 و عن ابی سعید: قال: قال رسول اللَّه (ص): یسلّط علی الکافر فی قبره تسعة و تسعون تنّینا تنهسه و تلدغه حتّی تقوم السّاعة، لو انّ تنّینا منها نفخ فی الارض ما انبتت خضرا.